آغاز برزیلی

در دهه‌های 1970 و 1980 برزیل و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین برای فرآیند صنعتی شدن مقادیر کلانی پول از اعتباردهندگان بین‌المللی دریافت کردند

وقتی نام کشور برزیل را در اینترنت جست‌وجو می‌کنید بیش از همه با واژه‌های فوتبال، گردشگری، کشاورزی، صادرات محصولات پروتئینی، تولید هواپیمای نظامی و قهوه‌های بی‌نظیر روبه‌رو می‌شوید. کشوری که با مدیریت عمل‌گرا و رشد بسیار سریع، توانسته است از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بسیاری عبور کرده و اکنون به پشتوانه جمعیت بیش از 200 میلیونی و منابع طبیعی و معدنی سرشار، به هشتمین اقتصاد برتر دنیا و اولین اقتصاد بزرگ منطقه امریکای جنوبی تبدیل شود.

جالب است بدانید همه این رخدادها فقط در کمتر از 40 سال و با درایت و مدیریت عالی مسئولان این کشور اتفاق افتاده است و به همین دلیل برزیل می‌تواند الگوی بسیار خوبی برای کشورهای در حال توسعه باشد. برزیل چندی پیش در زمره کشورهای با حجم بدهی بالا و نرخ رشد بسیار پایین قرار داشت اما امروزه در زمره موفق‌ترین کشورها در زمینه کاهش و رفع فقر قرار دارد و مردم این کشور از سیاست‌های توسعه اقتصادی دولت بهره‌مند هستند. این شیوه‌ دستیابی به رشد اقتصادی، توسط نظریه‌پردازان اقتصادی به رشد فقرزدا معروف است و مهم‌ترین نمود آن، کاهش فاصله طبقاتی و نابرابری اقتصادی است که بر اساس معیار ضریب جینی (Gini) محاسبه می‌شود. برزیل نمونه خوبی برای زیر سوال بردن این نظریه است که جبر جغرافیایی عامل اصلی فقیر بودن یک کشور محسوب می‌شود؛ چرا که در منطقه امریکای جنوبی که تعداد کشورهای عقب‌مانده اقتصادی در آن بسیار زیاد است، شاهد رشد مستمر و با نرخ افزایشی در اقتصاد این کشور هستیم که همسایگان بسیار فقیری دارد.

برزیل کجاست؟

برزیل بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشور در آمریکای جنوبی است و به جز شیلی و اکوادور با همه کشورهای آمریکای لاتین هم‌مرز است. با ورود پرتغالی‌ها در سال 1500، برزیل مستعمره شد و سرانجام در سال 1822 استقلال یافت. پس از روی کار آمدن کوتاه‌مدت دولتی غیرنظامی، نظامیان بار دیگر از 1969 تا 1985 قدرت را به دست گرفتند. اولین کودتا در سال 1964 در این کشور به وقوع پیوست که از آن تحت عنوان معجزه اقتصادی برزیل نام برده می شود. طی این زمان اقتصاد به سرعت توسعه یافت ولی حقوق سیاسی و اجتماعی محدود شد. در سال 1985 برزیل به حکومت غیر نظامی بازگشت و در 1990 برزیلی‌ها برای نخستین بار در طی 29 سال توانستند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند.

در دهه‌های 1970 و 1980 برزیل و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین برای فرآیند صنعتی شدن مقادیر کلانی پول از اعتباردهندگان بین‌المللی دریافت کردند. حرکت سمت رکود اقتصاد جهان در طول سال‌های بین دو دهه 1970 و 1980 و افزایش سریع قیمت نفت، نقطه شکستی را برای کشورهای منطقه از جمله برزیل ایجاد کرد. از طرفی صادرکنندگان نفت خام پس از افزایش سریع در قیمت نفت در سال‌های 1973 الی 1974 سرشار از نقدینگی شدند و آن را در بانک‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری کردند که به این طریق بخش بزرگی از سرمایه لازم برای وام‌دهی به کشورهای آمریکای لاتین تامین شد. در سال 1979 همان گونه که نرخ بهره در آمریکا و اروپا افزایش پیدا کرد پرداخت بدهی‌ها نیز افزایش یافت و این امر پس دادن بدهی‌ها را برای کشورهای مقروض مشکل‌تر کرد. سرانجام در سال 1982 در حالی که چند سال از موضوع انباشتگی بدهی‌های خارجی می‌گذشت با آگاهی بازارهای بین‌المللی از این واقعیت که کشورهای آمریکای لاتین قادر به بازپرداخت بدهی‌ها نیستند بحران آغاز شد. در پاسخ به بحران، برزیل و بسیاری دیگر از کشورها از خط‌مشی اقتصادی و سیاسی مبنی بر این فرض که تلاش هر کشور باید در جهت کاهش وابستگی از طریق بهبود تولیدات داخلی و حرکت به سمت صنعتی شدن باشد، دست کشیده و استراتژی صنعتی شدن با جهت‌گیری صادرات را پیش رو گرفتند که این استراتژی بیشتر به وسیله محافل مالی چندجانبه از جمله صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ترویج شد.