رنج تولید؛ عطش مصرف

🔺بحث افزایش قیمت بنزین مثالی از چالش‌های سیاست‌گذاری اقتصادی در کشور است که برای سال‌های متمادی نه تنها مانع از قرار گرفتن قطار اقتصاد کشور بر ریل رُشد و اصلاح ناکارآیی‌ها شده بلکه توان کارشناسی کشور را نیز به بیراهه برده است.

🔺تاکید بر فروش بخشی از بنزین مصرفی به قیمت سابق تنها برای کسب رضایت دولت برای پذیرش پیشنهاد و اجرایی کردن آن است. برای دولت مهم است که فارغ از اینکه چه سهمی از بنزین مصرفی با قیمت سابق فروخته شود، همچنان ادعا کند که طی زمامداری آن قیمت بنزین افزایش نیافته است. متاسفانه این تعصب به اعداد در دیگر سیاست‌های دولت نیز دیده شده است.

🔺شاید سیاسیون به نوعی ندیدن‌های آگاهانه و نظام‌مند را در چارچوب ملاحظات سیاسی موجه بدانند ولی نظام کارشناسی کشور نباید برای خوشایند سیاست‌گذاران چشم بر اصول علمی و باورهای خود ببندد.

🔺شکی نیست که اجرایی شدن سیاست‌های مناسب، نیازمند تعامل سازنده با سیاست‌گذاران است اما به نظر می‌رسد در طول زمان و با شکسته نفسی کارشناسان در مواجهه با خواسته‌های بعضا ناموجه سیاست‌گذاران، این تعامل تنها به سیاست‌های مشابه، کوتاه‌مدت و خالی از اصول علمی منتج شده است.

🔺این تعامل یک سویه نه‌تنها به تعدیل خواسته‌های غیرکارشناسی از سوی سیاست‌گذاران و بوروکرات‌های پرمدعا منجر نشده بلکه اسباب تمسخر اصول علمی از سوی آنها را نیز فراهم آورده است. شاید در کمتر نظامی همچون نظام تصمیم‌گیری اقتصادی کشور ما، توسل به «سامانـه» برای حل مشکلات اقتصادی رایج باشد. غافل از اینکه سامانه‌ها تنها فرآیندهای موجود یا فرآیندهای مورد نظر سیاست‌گذاران و بوروکرات‌ها را با دقت و سرعت بیشتر انجام می‌دهند و نمی‌توانند درمانی برای ناسازگاری خواسته‌های آنها باشند.

🔺تمرکز بر برابری بدون توجه به تولید، گسترش فقر است و مشارکت همگانی و برابر در تضییع ثروت ملی تنها عاملی در ریشه‌دار کردن این تضییع و مانعی مستحکم در اصلاح احتمالی و ممانعت از آن در آینده نزدیک است، جدا از اینکه به‌طور حتم به ابزاری برای کسب قدرت سیاسی تبدیل خواهد شد و بیش از پیش اقتصاد را بازیچه سیاستمداران خواهد کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *