?‍? غم بزرگ در مورد زندگی توکلی همین است که تاکنون زندگینامه منسجمی از او تدوین نشده است. در روزهای حیاتش کسی به سراغش نرفت و به غیر از معدودی از جوانان وطن دوست و علاقه مند به تبریز جمعی گرد او فراهم نیامد تا مانند لاجوردی، برخوردار و ایروانی زندگینامه اش به کتاب تبدیل شود و اکنون جای آن سند مکتوب، حسرت نگارشش نشسته است.

?‍? کارخانه کبریت توکل در تبریز یک نماد زیست اجتماعی است. کارخانه در مرکزیت شهر واقع شده و تا چند دهه مردم اطراف زندگیشان را با سوت های کارخانه تنظیم می کردند. سوت آغاز به کار، سوت نهار و سوت پایان کار به ساعت دقیق شهر تبدیل شده بود. خاندان توکلی کارخانه کبریت توکل را با دستان خودشان بنا کرده بودند. پدر تقی از پیشگامان تجاری و صنعتی ایران به حساب می آمد. در زندگینامه او آمده است:« حاج علی عسگر توکلی بنیانگذار کبریت توکلی یا همان حاجی آقا کبریت ساز توکلی ساکن ایروان و تاجر قند و شکر و کبریت بود که به تبریز نقل مکان کرد و در سال ۱۲۹۷ کارخانه کبریت‌سازی توکلی را ایجاد کرد. حاجی آقا کبریت ساز دارای ۲ دختر و ۵ پسر بود که فرزندانش نیز در این راه او را یاری می‌کردند. حاج تقی کبریت ساز توکلی برای خرید ماشین آلات به چند کشور از جمله آلمان سفر کرد و در نهایت ماشین آلات به روزی را از این کشور وارد و در سال ۱۳۲۵ کارخانه جدید کبریت سازی توکلی را راه اندازی کرد. با مرگ حاج تقی توکلی در سال ۱۳۳۷ پسرش محمد تقی که تحصیل کرده آمریکا بود سکان هدایت کارخانه کبریت سازی را در دست گرفت و آن را توسعه داد.» کارخانه این خاندان یکصد سن دارد.

?‍?تقی توکلی از خاندانی بازاری برآمده بود. پدرش اولین کارخانه کبریت سازی ایران را پایه گذاشت و 800 کارگر هم داشت. در جریان حمله متفقین به ایران آنها به تهران آمدند و کاسبی جدیدی راه انداختند و پس از بازگشت ثبات بازهم راهی تبریز شدند و این بار کبریت توکل را خلق کردند. تقی توکلی تحصیل کرده و بسیار فعال بود و به همین جهت در طرح های توسعه صنعتی دهه 40 نقشی مهم ایفا کرد. کارخانه ماشین سازی تبریز را احداث کرد، در احیای مس سرجشمه نقش کلیدی داشت و مدتی بعد هم به مقام وزارت رسید. به گفته خودش در تمام این دوران بدون بادیگارد و تشریفات خودش پشت شورلت ساخت ایران می نشست و رانندگی می کرد. او در حسرت وزارت نبود و در خاطراتش می نویسد که علاقه ای به دستور داد از پشت میز نبود و معمولا نیمه های شب به کارخانه ها می رفت و به کارگران ایستاده پای خط تولید روحیه می داد. توکلی ضد بروکراسی های زائد و مخالف بروکرات های مزاحم بود. او اعتقاد داشت که قوانین اداری باید در خدمت پیشرفت کار باشد و نه اینکه به سنگ پیش پای کارآفرینان تبدیل شود. توکلی یکی از هم دوره های علیخانی و پیشگامان ایران صنعتی بود
.
?‍? چطور باید قدر توکلی را دانست. ساده ترین راهکار مطالعه زندگی و رفتار افرادی است که میراث او را به ناحق در دست گرفتند. دقیقا دو هفته قبل از درگذشت توکلی، مالک کنونی کارخانه ماشین سازی تبریز به جرم اخلال در نظام ارزی راهی زندان و دادگاه شد. قربانعلی فرخ زاد یکی از آهن فروشان بازار تهران و ناآشنا به صنایع فولادی و ماشین سازی در ضد و بندهایی مشکوک کارخانه ماشین سازی به قیمت 700 میلیارد تومان خرید و دست برقضا هیچ کدام از اقساطش را هم نداد. او چشم به فروش زمین های کارخانه دوخت بود. یک سوی تاریخ ماشین سازی تبریز تقی توکلی و سوی دیگرش فرخ زاد ایستاده است. در این دو گانه مظلومیت توکلی و ناکارآمدی نظام اقتصادی ایران پیداست.

?‍?توکلی نماد کارآفرینی الهام بخش بود. او مانند مدیران بروکرات فقط کارش جمع و تفریق صورت های مالی نبود. توکلی با کبریت سازی زندگی می کرد و موفق شده بود کلکسیونی از 20 هزار قوطی کبریت جمع آوری کند. معدود مصاحبه های انجام شده با او سرشار از کلمات الهام بخش است. عنصری که در کارآفرینی ایرانی کیمیاست. توکلی در جهانی زیست که قدرش دانسته نشد و اکنون حتی در زمان مرگش هم مدیران تکنوکرات دولتی به درستی نمی دانند چه کیمیایی را از کف داده اند.